چهارگوشه استان چهارمحال‌ و ‌بختياري

استان چهارمحال‌وبختياري در بخش مركزي رشته كوههاي زاگرس بين پيش كوههاي داخلي و استان اصفهان واقع شده است و از شمال و مشرق به استان اصفهان، جنوب به استان خوزستان محدود است.

وسعت اين استان در حدود 16533 كيلومتر مربع مي‌باشد. اين استان ناحيه‌اي است كوهستاني در سلسه جبال زاگرس كه در باختر آن كوههاي مرتفعي قرار گرفته است و اين ارتفاعات سرچشمه سرشاخه‌هاي دو رودخانه دائمي زاينده رود و كارون مي‌باشد.

از مهمترين ارتفاعات غرب استان زردكوه است كه با ارتفاع 4548 متر در كوهستان بازفت قرار دارد و تمام سال پوشيده از برف است كوههاي ديگر منطقه كه بيش از 3000 متر ارتفاع دارند دنباله زردكوه بوده و حد طبيعي آنها مرز بين استان خوزستان و چهارمحال و بختياري است و از كانونهاي آبگير دائمي ايران به حساب مي‌آيد.

امتداد اين كوهها از شمال غرب به جنوب شرق بوده و هر چه از غرب به طرف شرق نزديكتر شويم از ميزان ارتفاعات و تراكم كوهها كاسته شده و به دره‌هاي باز و دشتهاي نسبتاً وسيع همچون دشت لار، فرادنبه، كيار، لردگان، گندمان و .... ختم مي‌شود و انباشته رسوبات در آنها امكانات مساعدي براي كشاورزي بوجود آورده است كه در اين دشتها در مجموع قريب 24 درصد وسعت استان را شامل مي‌شوند.

ارتفاع شهركرد (مركز استان) از سطح دريا 2060 متر مي‌رسد كه تقريباً كمترين ارتفاع را در مدار جغرافيايي خود در اين قسمت داراست هر چه به طرف شرق منطقه حركت كنيم ارتفاع منطقه كاهش مي‌يابد.

ويژگي‌هاي فرهنگيمجموعه ايل بختياري همراه با سنن و شيوه‌هاي خاص زندگي، به تنهايي يكي از جاذبه‌هاي بي‌نظير و چشم گير اين منطقه است. زندگي ايلي با الگوي سكونت و آداب و رسوم ويژه، مورد علاقه سياحان و ديدار كنندگان داخلي و خارجي است. اين جاذبه علاوه بر آن‌كه ديدار كنندگان عادي را به سوي خود جلب مي‌كند، مي‌تواند مورد توجه دانشجويان و دانش پژوهان علوم اجتماعي و انساني قرار گيرد.

يكي از ديدني‌هاي جالب توجه استان چهارمحال و بختياري كوچ ايل بختياري است. اگر چه در دهه‌هاي آغازين قرن حاضر گروههاي كثير ايل بختياري نيز همانند ساير ايلات و عشاير ايران تخته قاپو (يكجانشين) شدند، اما هنوز هم بخشي از ايل، كوچ رو و متحرك است. كوچ روهاي بختياري، زمستان را دشت‌هاي شرق خوزستان و تابستان را در بخشهاي غربي منطقه چهارمحال و بختياري به سر مي‌برند.

آنها هر ساله از اواخر ارديبهشت‌ماه از پنج مسير مختلف همراه با مبارزه‌اي خستگي ناپذير با سختي‌هاي طبيعت، ضمن عبور از رودخانه‌ها، دره‌ها و پشت سر گذاشتن بلندي‌هاي زرد كوه در مناطق معيني از دامنه‌هاي زاگرس پراكنده مي‌شوند و قريب سه ماه در اين منطقه مي‌مانند و با چراي دام‌ها در مراتع سرسبز به رمه‌داري مشغول مي‌شوند. نحوه معيشت و زيست، الگوي سكونت و باورها، سنت‌ها و آداب و رسوم از جمله جاذبه‌هاي ديدني اين شيوه زندگي است.

موسيقي بوميموسيقي و شهر در ايل بختياري پيوند جاودانه‌اي با زندگي ايلي يافته است. مقام‌هاي موسيقي ايل بختياري به نام (بيت معروف) هستند. از مشهورترين آنها به مقام گله‌داري، برزگري، ابولقاسم‌خان و مقام شيرعلي‌مردون كه تعداد آنها حدود 20 تا 25 مقام است مي‌توان اشاره نمود.

هر طايفه و تيره نوازندگان محلي ويژه‌اي دارد كه به آنها توشمال مي‌گويند. توشمال‌ها داراي طايفه و محل زندگي جداگانه‌اي هستند، مخارج ساليانه خود را با شركت در مراسم عروسي، عزاداري و جشن‌هاي ديگر به دست مي‌آورند و به كار زراعت و دامداري نيز مي‌پردازند.

توشمال‌ها مردمي عاشق پيشه و شاعر مسلك هستند كه بيشتر وقت زندگي روزانه خود را صرف ساختن ابيات، لطيفه‌ها، ضرب‌المثل‌ها و متل‌ها مي‌كنند. آنان در به وجود آوردن آثار و ادبيات عاميانه سرزمين بختياري سهم بسزايي دارند.

آلات موسيقي بختياري‌ها، ساده، محدود و عمدتاُ شامل: كرنا، ساز و دهل است. آوازهاي محلي روستاهاي چهارمحال و بختياري با لحجه‌هاي مخصوص به خودشان به خصوص در هنگام عروسي و شادي واقعاً جالب توجه است. ادوات موسيقي آنها عبارتند از: دهل، سنج، ني، كرنا، طبل و سنتور.

اعياد مذهبيبختياري‌ها براي اعياد ملي و مذهبي به ويژه عيد نوروز و مراسم سيزده بدر و بزرگداشت تولد ائمه اطهار و حضرت پيغمبر (ص) اهميت خاصي قائلند. محل چادرهاي خود را تغيير مي‌دهند و در محلي سبز و خرم كه داراي آب كافي باشد، مستقر مي‌شوند. شب عيد در چادرهاي خود مي‌مانند، ولي روز اول عيد با لباس‌هاي مخصوص خود، كلاه‌هاي لري را كج به سر گذاشته و به ديد و بازديد مي‌پردازند. بختياري‌ها معتقدند لباس سياه عزا را حتماً بايد تا قبل از نوروز از تن در آورد، زيرا در غير اينصورت باروري و نعمت از طايفه رخت بر خواهد بست. روز سيزده فروردين از گلهاي صحرايي تاج گلي مي‌آرايند و بر روي مشك دوغشان مي‌گذارند.

سوگ‌ها و عزاهامراسم سوگواري در ميان بختياري‌ها اهميت خاصي دارد و همراه با مراسم پرسوز و گدازي برگزار مي‌شود كه احتمالاً نشانه انس و الفت و همبستگي عميقي است كه ميان آنها وجود دارد. اين اهميت هم در عزاداري‌هاي مذهبي و هم در عزاداري‌هاي خصوصي به بارزترين شكل مشهود است.

عزاداري براي ائمه‌اطهار به ويژه در ماه محرم مثل تمام نقاط ايران با شكوه برگزار مي‌شود. شيوه اجراي مراسم تقريباً مثل ساير نقاط ايران است. دسته‌هاي زنجيرزني، سينه‌زني و حضور در مراسم مساجد و تكايا از جمله جلوه‌هاي برگزاري اينگونه مراسم است. برگزاري مراسم عزاداري خانوادگي نيز جالب توجه است.

در ايل بختياري وقتي كسي فوت كند، ايل يكپارچه غرق غم و ماتم مي‌شود و لحظه‌اي صاحب عزا را رها نمي‌كنند، (چوقا) از تن بيرون مي‌كنند و لباس سياه مي‌پوشند. بعد از غسل متوفي، سيد همراه ايل (سيد پير شاه) يا (سيد امامزاده)‌هاي اطراف مسير و مكان كوچ و استقرار را خبر مي‌كنند تا بر مرده نماز ميت بگذارند و سپس مرده را به خاك مي‌سپارند.

خاك كه گودي گور را پر كرد، مردها در فاصله دور مي‌ايستند و زن‌هاي ايل به دور گور حلقه مي‌زنند، گريه سر مي‌دهند و همراه با مرثيه كه ( گاگريو) گفته مي‌شود به شرح حال زندگي مرده مي‌پردازند. در اين هنگام توشمال‌ها آهنگ غم انگيزي به نام (چپي) مي‌نوازند.

بعد از اين مراسم (خيرات) شروع مي‌شود. صاحب عزا چادر سياهي بر پا مي‌كند، مردم ايل تيره به تيره، طايفه به طايفه، براي دلداري صاحب عزا مي‌آيند و (سرباره) مي‌آورند. سرباره مخارج عزاداري صاحب عزا را كاهش مي‌دهد. اين مراسم تا يك سال به طول مي‌انجامد، چرا كه شايد تيره يا طايفه‌اي در مسافت‌هاي دور باشد و يا امكان حضور به موقع پيدا نكرده باشد.

وقتي كلانتر يا يكي از سرشناسان ايل بميرد، مراسم خاصي انجام مي‌شود. بدين ترتيب كه زين و برگ اسب يا اسباني را با پارچه سياه مي‌پوشانند و بر گردن اسب نيز پارچه‌هاي رنگين كه يك سر آن بر زين و سر ديگرش روي پيشاني اسب است به بند دهنه مي‌بندند، سپس اسب را در حالي كه دهنه آن به دست يك نفر است در محوطه امامزاده مي‌گردانند. اين پارچه را ( يال پوش) مي‌گويند. چوقا و تفنگ متوفي را نيز روي اسب مي‌بندند.

صنايع دستيصنايع دستي چهارمحال و بختياري تحت تاثير تنوع شيوه‌هاي توليد، گوناگون و متنوع است. عشاير كوچ‌رو، عشاير اسكان يافته، روستائيان و اقشار شهر نشين در پديد آوردن اين نوع محصولات سهيم باشند. در جامعه عشايري استان صنايع مدرن و كارگاهي وجود ندارد و صنعتگران اين جامعه به بافت صنايع دستي اشتغال دارند و فعاليت‌هاي غالب آنها در زمينه بافت چوغا، خور و خورجين، قالي و قاليچه، سياه چادر، گليم، دستكش و كلاه‌پشمي و .... است.

شهرستان شهر كرددر متون تاريخي از مكاني به نام چالشتر در ناحيه شهركرد به عنوان مركز حكومتي نام برده شده كه خرابه‌هاي ديوار قلعه آن امروز به جاي مانده است. شهر كرد گويا مكاني پاسگاهي بوده است معروف به دهكرد و از حدود سال 1300 با تعيين نماينده مركزي و استقرار دوائر دولتي آغاز به رشد كرده است. پيش از آن و در دوران‌هاي گذشته، منطقه دستخوش جنگ‌هاي خوانين، كشمكش‌هاي ميان حكومت مركزي و قدرت‌هاي محلي و غارت و تصاحب روستاها توسط طوايف مختلف بختياري بوده است.

نوسانات سياسي داخلي منطقه از يك سو و تغييرات حكومت‌هاي مركزي از سوي ديگر مجال و فرصت رشد و تكامل را به روستاها و شهرهاي منطقه نداده است. در كنار اين عامل تاريخي، دور بودن از شبكه راه‌هاي اصلي و مراكز شهري ايران علت ديگري در عقب ماندگي نسبي شهر نشيني و صنعتي منطقه محسوب مي‌شود.

پس از سال 1300 و تا سال 1340 دهكرد و منطقه چهارمحال و بختياري (معروف به شهر چهار محال) از طريق مركز اصفهان اداره مي‌شد و از آن پس تا سال 1352 شهركرد مركز فرمانداري كل چهار محال و بختياري و سپس به مركز استاني با همين نام تبديل شد و در حال حاضر شهري رو به آباداني و توسعه است.

مراكز تاريخي و ديدني
1. مدرسه علميه
2. آرامگاه دهقان سامان
3. خانه ستودهقلعه شلمزار
4. قلعه دزدك
5. قلاع اسعديه چلچله
6. قلعه جونقان
7. قلعه چالشتر
8. حمام درب امامزاده
9. پل زمانخان
10. سنگ نوشته هاي مشروطيت
11. دشت لاله‌هاي واژگون
12. منطقه حفاظت شده تنگ صياد
شهر هفشجان

قدمت تاريخي اسكان جمعيت در محل فعلي هفشجان و ديگر مراكز جمعيتي چهارمحال (لار، كيار، گندمان،‌ ميزدج) بنا بر متون تاريخي و شواهد موجود به سلسله‌هاي ساساني و اشكاني مي‌رسد. در ادوار بعدي چهارمحال به علل گوناگون مورد توجه ملوك، سلاطين و حكومت‌هاي مركزي قرار گرفت.

در دوره‌هايي به علت واسطه قرار گرفتن ميان مناطق مركزي ايران و دشت‌هاي حاصلخيز خوزستان و راه‌هاي آبي آن سرزمين، و در ديگر ادوار به عنوان تيول يا شكارگاه و يا به علل مهار عشاير ايلات بختياري و غيره مورد توجه بوده است. سنگ نبشته‌هاي قبور موجود در هفشجان حدود 300 سال سابقه استقرار جمعيت در اين ناحيه را نشان مي‌دهد.

اين آبادي در دوره قاجار تحت سلطه خوانين بختياري بوده، ليكن با تثبيت قدرت مركزي از اقتدار اين ايل كاسته شد. در دوران معاصر، هفشجان به صورت يكي از چند مركز جمعيتي مي‌باشد كه در حوزه نفوذ مستقيم شهر كرد قرار دارد و نقش شهري كوچك همراه با ارايه خدمات ناحيه‌اي به روستاهاي اطراف را ايفا مي‌كند.

شهرستان اردلاردل از گذشته‌هاي دور، يكي از مراكز ييلاقي و اسكان عشاير ايل هفت لنگ بختياري بود و در متون تاريخي از جمله سفرنامه ابن‌بطوطه كه از اصفهان تا شوشتر سفر كرده، اشاراتي به اين ناحيه شده است. سبز كوه يكي از مناطق زيباي اين شهر است.

اين منطقه در سه شهرستان اردل، بروجن و لردگان واقع شده و با وسعتي در حدود 62000 هكتار داراي اكوسيستم‌هاي ويژه و چشم اندازهاي طبيعي، مرتعي، جنگلي، و كوهستاني مي‌باشد.آبشارهاي پر آب و ديدني مثل تنگ زندان و آبشار معدن زيبايي منطقه را دوچندان كرده است. اين منطقه داراي سه تنوع آب و هوايي مي‌باشد و به تبع آن جانوراني چون پلنگ، خرس قهوه‌اي، سنجاب بلوط‌هاي غرب ايران، كل، بز و كبك دري در اين منطقه زندگي مي‌كنند.

مراكز ديدني
1. منطقه جنگلي اردل
2. منطقه حفاظت شده سبزكوه

شهرستان بروجنبروجن دومين شهر منطقه چهار محال و بختياري است. اين شهر در دشتي به وسعت حدود 580 كيلومتر مربع در شرقي ترين نقطه منطقه و در محل تلاقي راه‌هاي سه استان چهار محال و بختياري، اصفهان و فارس قرار گرفته است.

تاريخ اسكان جمعيت در اين مكان به يكي دو قرن و تاريخ مركزيت جمعيت به حدي كه بتوان آن را شهر ناميد به پس از نهضت مشروطيت مي‌رسد. رشد فزاينده جمعيت آن از دهه‌هاي سوم و چهارم قرن حاضر آغاز شد و گسترش شهر بروجن با توجه به موقعيت جغرافيايي آن كه در طلاقي سه استان قرار گرفته است، توسعه آن را از امتياز ويژه‌اي برخوردار نموده و روند رشد آن را تسريع كرده است.

مراكز ديدني
1. امامزاده حمزه علي
2. تالاب چغاخور
3. تالاب سولگان
4. تالاب گندمان
5. منطقه حفاظت شده سبزكوه

شهرستان بلداجياز گذشته بلداجي اسناد تاريخي مدوني در دست نيست ، ليكن شواهدي وجود دارد كه مبين اسكان جمعيت در اين ناحيه است. خرابه‌هاي صفي آباد محل اسكان عشاير ترك زبان قشقايي يا تركان تيره بولوردي صفي‌خان قشقايي بود.

اين تيره پس از صفي آباد به محل فعلي شهر بلداجي نقل مكان كرده‌اند و به مرور زمان از نقاط ديگري مانند جونقان و فرا دنبه نيز گروه‌هايي به بلداجي مهاجرت كرده و اسكان يافته‌اند.

همراه با اسكان اجباري ارامنه در دوران صفويه در اصفهان گروهي از ارامنه نيز در بلداجي و قلعه ممكا ساكن و بعدها به علل مذهبي مجبور به كوچ از اين دو نقطه شده‌اند. در هر صورت قدمت قطعي هسته اوليه شهر بلداجي را تا حدود 250 سال پيش تخمين مي‌زنند. گز انگبين اين شهر بسيار مشهور است.

شهرستان جونقانجونقان سابقه چنداني به عنوان شهر ندارد و با تاسيس شهرداري در سال 1356 شهر ناميده شده است. سابقه تاريخي اسكان و استقرار جمعيت را در اين مكان بر اساس متون تاريخي مي‌توان به دوران صفوي نسبت داد و رونق آن را مي‌توان از دوران قاجار و پس از انقلاب مشروطيت دانست كه سردار اسعد بختياري اين مكان را مقر حكومتي خود قرار داد.

شهرستان فارسانشهرستان فارسان یکی از شهرستانهای استان چهارمحال و بختیاری است. مرکز این شهرستان، شهر فارسان ميباشد [۱]. جونقان و باباحیدر دو مرکز شهری دیگر آن هستند.

این شهرستان مهمترین کانون شهری در قلمرو سردسیر عشایر هفت لنگ بختیاری است ودارای جاذبه های طبیعی همچون: غارسراب بابا حیدر، غار آقا سید عیسی، پیر غار، چشمه دیمه که گواراترین آب جهان شناخته شده است، رودخانه بازفت، دشت لاله های واژگون، شکارگاه های متعدد و... است. منطقه فارسان عمدتاً ییلاق عشایر بختیاری ومرکز حکومت خوانین آل بویه بوده است، ازاین رو قلعه هایی به نشانه اقتدار وسلطه خوانین درمنطقه ساخته اند.

تقسیمات کشوری شهرستان فارسان
بخش مرکزی شهرستان فارسان
1. دهستان میزدج سفلی
2. دهستان میزدج علیا
شهرها: جونقان، فارسان و باباحیدر
بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت شهرستان فارسان در سال ۱۳۸۵ برابر با 90980 نفر بوده است.

در این شهرستان نقاط تاریخی، تفریحی فراوانی است. آبشار زیبا و روْیایی" کوهرنگ kuh-rang "، دشت لاله های واژگون، سنگ نوشته تاریخی " پیرغار pir-qâr" در روستای سر سبز و جنگلی "ده چشمه deh-cheshme"، پیست اسکی کوهرنگ، چشمهْ آب معدنی " دیمه dime " از نقاط دیدنی این شهرستان است.قلعه تاریخی سردار اسعد بختیاری در شهر جونقان یکی از زیبا ترین بناهای تاریخی در این شهرستان است .

فارسان نقطه تقاطع و بهترین مرکز داد و ستد برای طوایف مختلف بختیاری است. در شهر فارسان مسجد جامع از بناهای تاریخی و کهن این شهر است. حمام خزانه ای این شهر که قدمتی حدود 200 ساله داشت با بی توجهی مسئولین شهر و میراث فرهنگی استان خراب و اسفالتِ خیابان آن را برای همیشهْ تاریخ سیاه پوش کرد.

کتیبهْ تاریخ مشروطه واقع در روستای ده چشمه به دستور سردار اسعد بختیاری حک گردید. علامه علی اکبر دهخدا نوشتن لغت نامه خود را از قلعهْ سردار اسعد واقع در جونقان و همچنین قلعهْ دزک آغاز کرد. در قلعهْ دزک کتابخانه سردار مفخم قرار داشت و دهخدا چون در فاصلهْ جنگ جهانی به چهارمحال و بختیاری گریخته بود، فرصت را غنیمت شمرد و جمع آوری لغات و اصطلاحات فارسی را از آنجا آغاز کرد.

مردم این شهر به زبانی آمیخته به بختیاری و فارسی سخن می گویند که در آن واژهای پهلوی و باستانی فراوانی وجود دارد.
چند ضرب المثل فارسانی :

1- ایرم هونه هالوم سی دل دالوم. ir-om hune hâlum si del-e dâlum یعنی : می روم خانهْ دایی به خاطر(دیدن) مادر بزرگ. معادل شعر "خیالی بخارایی" : "...مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه است".

2- ای نخوردیمه نون گندم دیدیمه دس مردم. ay naxordime nune gandom didime das mardom یعنی : اگر نان گندم نخورده ایم اما دست مردم دیده ایم. معادل اصطلاح عامیانهْ معروف که می گوید : "چندان ندید بدید هم نیستم".

3- عاریسمون ا بس خوو بی اوله پیکه هم درورد. ârisemun a bas xu bi eule pike ham dervordیعنی : عروسمان از بس که زیبا بود صورتش جوش هم درآورد.

4- خرم ایدم خر به خری، خم ایگردم در به دری. xarom-e idom xar be xeri xom igardom der be deri یعنی : خرم را به امانت به دست دیگری می سپارم در حالی که خودم در به در به دنبال خر می گردم.

مراكز ديدني
1. تونل كوهرنگ
2. سنگ نوشته هاي مشروطيت
3. پيست اسكي چالگرد
4. آبشار دره عشق
5. چشمه كوهرنگ
6. چشمه ديمه

شهر باباحیدرباباحیدر یکی از شهرهای استان چهارمحال و بختیاری ایران است. این شهر در ۴۵ کیلومتری شهرکرد قرار دارد. بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ جمعیت باباحیدر برابر با ۱۰٬۹۲۲ نفر بوده است.

وجه تسمیه این شهر به خاطر وجود امامزاده حیدر ابن مالک در این شهر است. این شهر در دامنه کوههای زاگرس واقع است. دارای اماکن زیارتی مانند امامزاده سید میراحمد و امامزاده حیدربن مالک مراکز گردشکری مانند غار سراب در روستای امید آباد،چشمه کفشینه، احمداباد، دردگه، زیرده و...است . مردم این شهر به زبانی آمیخته به گویش بختیاری تکلم می کنند. رودخانه‌ای که از داخل شهر می گذرد، دارای مناظر زیبایی است.

قالی وقالیچه های بختیاری باباحیدر شهرت جهانی دارند.

شهر جونقانجونقان شهری در استان چهارمحال و بختیاری است و در فاصله ۴۲ کیلومتری شهرکرد مرکز استان قرار دارد.جونقان در دامنه رشته کوه زاگرس فرار دارد. اکنون جمعیّتی بالغ بر بیست و پنج هزار نفر دارد. دشت وسیع جونقان منطقه‌ای غنی برای کشاورزی است به همین خاطر اکثر مردم این شهر به دامپروری و کارهای خدماتی مشغول‌اند. گندم و انگور از محصولات عمده کشاورزی این شهر است. پیش از جونقان به این شهر «گینه‌کان» گفته می‌شد. احتمالاً نام گینه بر گرفته از واژه ی گوَن است که در این منطقه فراوان می‌روید. همچنین در زبان ترکی این نام به محل جاری شدن خون هم گفته می‌شود و شاید علت آن جنگ‌هایی است که بین دو ایل بختیاری و قشقایی در این مکان رخ داده‌است.

مردم جونقان از نژادبختیاری و ترکان قشقایی هستند.ترکان قشقایی که در دهه‌های کذشته از اطراف شیراز به بختیاری کوچیده‌اند. همچنین بختیاری‌ها از دیگر ساکنان این دیارند. بیشتر مردم این شهر به شغل کشاورزی مشغول‌اند. عده زیادی از اهالی شهر در کشورهای حاشیه خلیج فارس به خصوص کویت به کار مشغولند.قلعه سردار اسعد بختیاری (فاتح تهران و اصفهان در عصر مشروطه) از جاذبه‌های معروف این شهر است.

شهرستان فرادنبهسابقه پيدايش فرادنبه را به بيش از 400 سال پيش نسبت مي‌دهند كه گويا چهار قلعه در اطراف آن وجود داشت. همچنين از اين محل به نام پير دامنه با 800 نفر جمعيت در سفر نامه‌اي مربوط به سال 1323 هجري قمري ياد شده است. در دوران اخير كه از تاخت و تاز عشاير بختياري بر روستاهاي چهارمحال كاسته شد، فرادنبه رشد و توسعه يافت.

شهرستان فرخ شهرسابقاً اسكان جمعيت در مكان امروزي فرخشهر به استناد متون و ابنيه تاريخي موجود به حدود 5 قرن قبل نسبت داده مي‌شود و از جمله بناي مسجد جامع تخريب شده شهر، شاهدي بر اين مدعا است. از تحولات اين شهر در فاصله چند قرن گذشته اطلاع چنداني در دست نيست.

اين شهر به علت موقعيت جغرافيايي، يعني قرار گرفتن بر سر راه اصفهان- شهركرد، همراه با تغيير موقعيت سياسي منطقه به فرمانداري كل وسپس به استان، رشد و گسترش يافته و از سوي ديگر به عنوان نزديكترين مركز جمعيتي منطقه به استان اصفهان تحت تاثير تحولات قطب جمعيتي- صنعتي اصفهان، رشد كرده است.

شهرستان لردگانشهر لردگان از دير باز مركزي براي مبادلات عشايري بوده است. در متون تاريخي از لردگان به نام لردجان نام برده شده است. قلعه لردگان در نزديكي چشمه برم لردگان در دوران لر بزرگ ساخته شده بود كه خرابه‌هاي آن اكنون نيز باقي مانده است.

مراكز ديدني
1. آبشار آتشگاه
2. چشمه برم
3. منطقه جنگلي بازفت
4. منطقه حفاظت شده سبز كوه

شهرستان کوهرنگشهرستان کوهرنگ یکی از شهرستان‌های استان چهارمحال بختیاری است.

جمعیت این شهرستان ۲۵.۵۵۲ نفر بوده (برآورد ۱۳۸۳) و دارای یک بخش و پنج دهستان است.فرهنگ،گویش وموسیقی مردم كوهرنگ بختیاری میباشد.بغيرازجاذبه هاي طبيعي وگردشگري،سدسازي وكارخانه هاي آب معدني،دامپروري،كشاورزي،زنبورداري وتهيه عسل كوهرنگ واخيرا"حوضچه هاي پرورش ماهي ازجمله عوامل اقتصادي منطقه است كه پتانسيلهاي بسياري براي سرمايه گذاري وجوددارد.

بخش‌ها
بخش مرکزی شهرستان کوهرنگ
1. دهستان شوراب تنگزی
2. دهستان دشت زرین
3. دهستان میانکوه موگوئی
شهر: چلگرد
بخش بازفت
1. دهستان بازفت
2. دهستان دوآب (کوهرنگ)
مردم

مردم كوهرنگ ازتباربختیاری بافرهنگ،گویش وموسیقی بختیاری هستند.درتاریخ معاصرخصوصا"دوران مشروطه مردم كوهرنگ نیزمانندسایرروشنفكران ودلیران بختیاری نقش اصلی درپیروی ازفتوای روحانیت برای قیام علیه استبدادصغیرقاجاروفتح اصفهان وتهران به فرماندهی سرداراسعدبختیاری(فاتح ملی)راداشته اند. البته نقش مردمان این خطه ازبختیاری درپیروی ازهمتباران گرمسیری خودبرای ملی شدن صنعت نفت ومقابله بانفوذاستعمارانگلیس درسرزمینهای بختیاری،مبارزه باطاغوت وهشت سال دفاع مقدس استوارهمچون شیرهای سنگی مثال زدنی است.

جاذبه‌های گردشگری

1. ارتفاعات زردکوه بختیاری
2. پیست اسکی کوهرنگ
3. چشمه‌ها و آبشارهای فراوان مانند چشمه کوهرنگ، چشمه دیمه و ...
4. تونل انتقال آب کوهرنگ
5. شیرهای سنگی بختیاری
قالی بختیاری
بافت قالی وقالیچه های بختیاری كم وبیش درسطح شهرستان كوهرنگ مرسوم است.

 

 

 


 

نوشته شده توسط فرشاد حبیبی بردبری در شنبه بیست و پنجم دی 1389 ساعت 13:44 موضوع | لينک ثابت